محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

224

اكسير اعظم ( فارسى )

غذا خشكهء گيلانى با مرباى تمر هندى خورانيدم و صبح زهرمهرهء بزى يك ماشه طباشير دو ماشه در شربت سيب دو توله آميخته ليسانيدم بالاى آن شيره مغز تخم پزد به و مغز تخم كدو هر يك نه ماشه لعاب بهدانه و اسپغول هر يك سه ماشه در عرق بهار ليموى كاغذى چهار توله عرق گاو زبان عرق بيدمشك هر يك شش توله برآورده شربت به سه توله تخم فرنجمشك هفت ماشه داخل كرده نوشانيدم از اين تدبير انطباق مرى هم نشدى و همه اعراض منكره بر طرف شده به صحت انجاميدى . و اگر احيانا كسى را انطباق مرى پديد آمدى مجمهء نارى و يا شيشهء حجامت بر فقره دوم از فقرات گردن و زير زنخ مىگذاشتم و در آن وقت زردى بيضهء سنگ پشت دو عدد دور آب باران پخته بمقطر ثريد كرده با پاره نان روه مىدادم و از آن مريض صحت مىيافتى چنانچه قريب پانصد كس به اذن الله تعالى به همين تدبير شفاى كلى يافتند و در سالى اندر آخر فصل زمستان هوا تعفن پيدا كرده مورث تب مطبقهء دموى شده بود و خلقى كثير از آن هلاك مىشد چنانچه روزى وقت چاشتگاه نواب نظام على خان را مع بعضى نديمان دفعهً درد سر و گرانى اعضا با تكسر پديد آمد و بعد از ظهر تب شديد با غثيان و هذيان عارض شد وقت عصر فصد اكحل همه كرده خون وافر گرفتم كه بغشى انجاميدند همه اعراض و شدت تب همان زمان موقوف گشت ليكن اندكى تب و دردسر خفيف باقى ماند پس من شيره خيارين و كاسنى و زرشك هر يك نه ماشه و تخم كاهو هفت ماشه آلوبخارا هفت عدد در گلاب و كيوره و عرق كاسنى هر يك شش توله برآورده شربت عناب و صندل هر يك دو توله داخل كرده هر يكى را همين قدر دادم و بر سر ضماد از صندل سفيد و كاهو و گشنيز و گل ارمنى هر يك سه ماشه كردم و بر سينه و دل صندل سفيد و گل ارمنى در دوغ سائيده پارچه ململ تر كرده نهادم غذا جغرات گاوى و مرباى كردنده و تمر هندى با خشكهء گيلانى مقرر ساختم و لخلخه از بوش دربندى و گل ارمنى و داغستانى و حضض مكى و صندل سفيد هر يك سه ماشه آب گشنيز سبز و ريحان سبز و گلاب كهنه هر واحد يك توله كافور يك ماشه تيار كرده بويانيدم و به هر حيله تسكين حرارت مىكردم كه خواب آيد و به همين تدبير صحت يافتند . تدبير اصلاح هوا و حفظ از و با : بدان كه در ايام و با تندر استان را واجب است كه اگر خلط فزونى در بدن يابند تنقيهء او نمايند اما بىحاجت تسكين بهتر از تحريك است چه بسيار باشد كه تحريك بىحاجت به آفت انجامد جهت توران اخلاط ساكنه و احداث ضعف در طبيعت و هرچه مفتح مسام بود چون رياضت و كثرت جماع و استحمام و جز آن از وى باز مانند و مداومت زهرمهرهء خطائى به قدر يك قيراط دافع ضرر هواى وباست و همچنين خوردن نارجيل دريائى به قدر برنج با گلاب و گل مختوم نيز رافع مضرت هواى وباست و بوئيدن ترنج و فرش كردن برگ آن مجرب است و بوئيدن نارنج و برگ آن و همچنين ليمو نيز دافع فساد هواست و بخور موم جهت دفع عفونت هواى و با نافع است و تبخير كافور و سعد و صندل و سك و عود و عنبر و مشك و ترنج و طرفا و برگ غار بالخصيت اصلاح هوا مىكند و آب بيد و گلاب در خانه پاشيدن نيز نافع بود و پيش كسى كه پپيتا مدام باشد هواى بد به او نمىرسد و همچنين نگاه داشتن سيب و بهى و ناشپاتى و نيلوفر و بنفشه و كدو و گل سرخ نزد خود از اثر هواى و با محفوظ دارد . و گويند كه براى اصلاح هوا بخور درونج و طرفا مجرب است و كذا بخور عنبر و شحم او و خوردن برنج و نارنج و سركه همه مجرب و پياز مشهور النفع است و اگرچه شم آنها باشد . و به قول گيلانى شرب و پاشيدن در موضع و بخور كردن صبر خاصيت عظيم دارد . و به قول حكيم ارزانى روغن گاو بسيار خوردن و بر بدن ماليدن در اين ايام نفع تمام دارد . شيخ الرئيس مىفرمايد كه اصلاح هوا يا به حسب اصحا باشد يعنى كسانى كه هنوز از هوا مريض نشده باشند و يا به حسب اصحا و مرضى اما آنچه به حسب اصحا بود غرض در آن آن باشد كه به تجفيف هوا و منع عفونت آن كنند به هر چيزى كه باشد پس اصلاح ببخور عود خام و عنبر و كندر و مشك و قسط شيرين و ميعه و سندروس و حلتيت و علك و قرنفل و علك البطم و لادن و عسل و زعفران و سك و سرو و عرعر و اشنه و غار و سعد و اذخر و ابهل و وج و شابانك و بادام تلخ و اسارون كنند و گاهى از اين مفردات تركيب مىدهند و در خانه سركه و حلتيت بپاشند و اما به حسب اصا و مرضى بتخبير به صندل و كافور و پوست انار و سيب و مورد و بهى و آبنوس و ساج و طرفا و ريباس نمايند و بايد كه بتخبير همچنين از بعيد كنند و واجب است كه از بدن اخراج رطوبات فضيله كنند و تدبير او از هر وجه از قلت غذا مائل به تجفيف سازند مگر رياضت استعمال نبايد كرد و نه حمام و نه اشربه و بر تشنگى صبر نكنند و اصلاح هوا بدان چه مذكور شد بايد كرد و ميل غذا بحموضات كنند و تقليل آن نمايند و ليكن لحم كه استعمال كنند در حموضات بپزند و هلام و قريص و مصوص مرتب به سركه و غير آن از سماق و آب غوره و آب ليمو و آب انار ترش تناول نمايند و مخللات نافعه بخورند و خصوصاً كبر در سركه پرورده و حلتيت بالخاصيت نافع است و منع عفونت مىكند و آنچه ازو به اخلاص گرداند استعمال ترياق و مثروديطوس قبل تاثير و با حدوث حمى است مع سائر تدبير صواب از اغذيه و غيره و دوا معمول از صبر دو جزو و زعفران و مر يك يك جزو هر روز اين قريب به يك درم استعمال نمايند كه اين نافع و با است . ابو منصور گويد كه اگر در گرما باران بسيار بارد و ابر در شب و روز دوام نمايد و رياح